قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1596
تاريخ الفي ( فارسى )
تركان را گمان شد كه ايشان به تهيّهء اسباب جنگ مشغولاند ، بنابراين با يكديگر مشورت كرده گفتند صلاح در آن است كه ما وصيف را كشته متوجّه جنگ ايشان شويم . پس جماعتى را گفتند كه سر وصيف را از تنش جدا كردند و روى به سراى وى نهادند كه غارت كنند . امّا پسر وصيف با غلامانش ممانعت نمودند و جنگ كرده ايشان را از سراى خود دور ساختند . معتز بعد از كشته شدن وصيف منصب او را به بغاى صغير كه پسر ابو مشهور است ارزانى داشت . و در چهاردهم شهر ذيقعدهء اين سال كسوف قمر شد و همينكه كسوف بر طرف شد محمّد بن عبد اللّه بن طاهر كه بسى زمان والى عراق عرب بود به علّت خناق وفات يافت و بر سر نماز او ميانهء عبيد اللّه بن عبد اللّه و پسرش طاهر بن محمّد كار به نزاع كشيد ، چنانچه از جانبين شمشيرها كشيده متوجّه يكديگر گشتند ، امّا مردم در ميانهء ايشان درآمده فتنه را فرو نشاندند . و چون محمّد در وقت مردن برادر خود عبيد اللّه را نايب مناب خود گردانيده بود معتز نيز خلعت ايالت جهت عبيد اللّه فرستاد و عبيد اللّه مبلغ پنجاه هزار درم به آن كسى كه خلعت معتز آورد داد . و در روز دوشنبه سلخ ذيقعدهء اين سال ، ميانهء موسى بن بغاى كبير و ميانهء حسين بن احمد كوكبى طالبى در نواحى قزوين جنگ شد و كوكبى به هزيمت رفت و موسى بن بغا از روى استقلال به قزوين درآمد و كوكبى در ديار ديلم متحصّن گشت .